تبليغات X
خودمونی

خودمونی

| سری جدید پـَـ نه پَــ ويژه آذر ماه 90 |


 
سری جدید پـَـ نه پَــ  ( آذر ماه )
 
    پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه   می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!
*********************
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته
*********************
دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم ... بی بی انداختم ... میگه بی بی بازی کردی؟
پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم
*********************
- کارگر هستین؟؟؟
- پَـــ نَ پَـــ...گـاویم...لباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری استفاده کنیم
*********************
(منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر از من راه میرفت یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید برگشت گفت دو قلویید
گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است
*********************
رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن
میگه ۴۰ لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری
*********************
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد
*********************
از دل درد دارم میمیرمو جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم . بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری ؟؟
میگم پَـــ نَ پَـــ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین میکنم.
*********************
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ تو نگهشدار من نردبون و میچرخونم!
*********************
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!
*********************
میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پَـــ نَ پَـــ ژاپونه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!
*********************
دارم رو تردمیل عینه خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟
میگم پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...!!
*********************
پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام حمله کنم
*********************
پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!!
*********************
رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده،
میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم….
*********************
۲ ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!!!!
*********************
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کن!
*********************
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!
*********************
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!
*********************
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…
*********************
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد…
*********************
واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!
*********************
رفتم دادگستری یارو میپرسه شکایت داشتید؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه خورده برنج آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم !
*********************
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت
سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه
*********************
. میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم میگه کشتیش؟
پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق
*********************
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای
ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
*********************
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
*********************
عکس نیمه ی راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک
اومده میگه : عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت ؟
میگم : پـَ نه پـَ توی حراج بودم ۵۰ در ۱۰۰ تخفیف بهم خورده این شکلی شدم
*********************
رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!
*********************
کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.
*********************
داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.
*********************
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !
*********************
رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم
*********************
دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم... رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟
پـَـ نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس!
*********************
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم كه یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا كه یكى عمودى یكى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، كه در این هنگام راننده پیاده شد و در كمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی كه به سختى نفس می كشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمكدون! منظورم اینه كه می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا كارشناسى كنن صحنه پنالتى بود یا نه!
*********************
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
*********************
کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
*********************
خواهرم از بیرون میاد خونه... می‌بینه پشت سیستمم... می گه کامپیوتر روشن کردی؟ پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!
*********************
تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!
*********************
زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه ‌است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش!
|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 23:11از موضوع : نظر(0) .

یکی به داد مصدوم برسه

یکی به داد مصدوم برسه

دو تا خدماتی کاملا ناشی رو ببینید که وارد زمین فوتبال میشن که یک مصدوم رو جابجا کنن اما ببینید چه دست گلی به آب میدن ...

حجم : 1.08 مگا بایت

 

 
 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 21:10از موضوع : نظر(0) .

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

امام هادی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

فیض مدام، سلسله نورِ دائمی

پور جواد ابن رضا سبط کاظمی

در شأنت این بس است که جد شما رضاست

در فضلت این بس است که تو جدّ قائمی

تا پایه امامت و دین از تو قائم است

خود عرش فضل را به خدا از قوائمی

اینگونه گفت وصف تو را هر که با تو بود

هر شام در صلاتی و هر روز صائمی

یا حجّه الوفیّ، صفی هادی ای امام

ای حضرت کریم که عین المکارمی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

مهر دهم! حقیقت کامل، امام من!

آیینه جمیع فضائل، امام من!

لرزانده دستگاه خلافت شکوه تو!

خاک از توکلّت متوکل، امام من

چاره ندید خصم مگر آنکه همچو باب

بر تو خوراند زهر هلاهل امام من

لحظه به لحظه جان به تو مشتاق، هادیا!

لحظه به لحظه دل به تو مایل، امام من

ای که هنوز حلقه در را نکوفته

لطف تو داده حاجت سائل، امام من

نامت گره‌گشای تمامی مشکلات

لطفت کلید حل مسائل امام من

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

زین العباد، ثانی سجّاد، یا علی

نور تو بر جواد، خدا داد، یا علی

تنها نه باب تو که به فردوس، فاطمه

از خنده تو گشت دلش شاد، یا علی

روشن به روی گندمی‌ات شد دل جواد

وقتی «سمانه» چون تو سمن زاد، یا علی

چون باب شهر علم نبی بود، جدّ تو

شد ملک علم و دین ز تو آباد، یا علی

در پای تو گریسته وحش درنده هم

ای بسته ولای تو آزاد، یا علی

تاریخ، ای حقیقت بیدار، چون علی

هرگز تو را نمی‌برد از یاد، یا علی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

 

محمد سعید میرزایی

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 21:02از موضوع : نظر(0) .

روز خشنودى و رضا

روز خشنودى و رضا

امام هادی

سپاس از نعمت ها

ابوهاشم جعفرى مى گوید: یك بار فقر شدیدى به من روى آورد، خدمت امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم و چون اجازه دادند نشستم .

فرمود: اى اباهاشم ! شكر كدام یك از نعمت هاى خدا را كه به تو عطا فرموده ، مى توانى به جاى آورى ؟

من سكوت كردم و ندانستم چه بگویم .

امام علیه السلام خود فرمود: خدا به تو ایمان عطا كرد و به جهت آن بدنت را از آتش دوزخ بازداشت . خدا به تو صحت و عافیت عطا كرد و تو را بر اطاعت خود یارى فرمود. خدا به تو قناعت عطا كرد و بدین وسیله آبروى تو را حفظ نمود.

آنگاه فرمود: اى اباهاشم ! من به این مطلب آغاز كردم ؛ چون گمان مى كنم تو مى خواهى از كسى كه این همه نعمت به تو عطا كرده است نزد من شكوه كنى . من دستور دادم صد دینار طلا به تو بدهند، آن را بگیر(1).

 

روح خشنودى

شیخ طوسى رحمة الله مى نویسد: ابوموسى عیسى بن احمد بن عیسى بن المنصور گوید:

روزى خدمت امام هادى علیه السلام مشرف شدم ، عرض كردم : اى آقاى من ! این مرد - یعنى متوكّل - مرا از خود دور گردانید و روزى مرا قطع كرده و از من ملول شده است . من علت آن را فقط به واسطه آن كه از ارادتم به خدمت شما و ملازمت من به شما آگاه شده نمى دانم . پس هرگاه از او خواهشى فرمایى كه او قبول كند تفضل فرما و آن خواهش را براى من قرار ده .

فرمود: اى اباهاشم ! شكر كدام یك از نعمت هاى خدا را كه به تو عطا فرموده ، مى توانى به جاى آورى ؟

من سكوت كردم و ندانستم چه بگویم .

امام علیه السلام خود فرمود: خدا به تو ایمان عطا كرد و به جهت آن بدنت را از آتش دوزخ بازداشت . خدا به تو صحت و عافیت عطا كرد و تو را بر اطاعت خود یارى فرمود. خدا به تو قناعت عطا كرد و بدین وسیله آبروى تو را حفظ نمود

حضرت فرمود: درست خواهد شد ان شاءالله .

چون شب فرارسید چند نفر از جانب متوكّل پى در پى به طلب من آمدند و مرا نزد متوكّل بردند. هنگامى كه نزدیك منزل متوكّل رسیدم ، دیدم فتح بن خاقان كنار در سرا ایستاده است . گفت : اى مرد! شب در منزل خود قرار نمى گیرى ، ما را به زحمت مى اندازى ؟ متوكّل به جهت طلب تو مرا به رنج و سختى افكنده است .

من نزد متوكّل داخل شدم . او را بر فراش خود دیدم . گفت : اى ابوموسى ! آیا ما از تو غفلت مى كنیم یا تو ما را فراموش مى كنى و حقوق خود را یاد نمى آورى . الحال بگو چه در نزد ما داشتى ؟

گفتم : فلان صله و عطا و رزق فلانى و چند چیزى نام بردم .

امام هادی

متوكّل دستور داد: آنها را به چندین برابر به من بدهند.

به فتح بن خاقان گفتم : آیا امام هادى علیه السلام به این جا آمده بود؟

گفت : نه .

گفتم : آیا نامه اى براى متوكّل نوشته بود؟

گفت : نه .

وقتى بیرون آمدم و از آن جا دور شدم ، فتح پشت سر من آمد و گفت : شك ندارم كه تو از امام هادى علیه السلام دعایى طلب كرده اى پس براى من نیز از او دعایى بخواه .

وقتى خدمت آن حضرت رسیدم ، فرمود: اى ابوموسى !

هذا وجه الرّضا.

این روز خشنودى و رضا است .

گفتم : بلى به بركت تو اى سید من ! ولى به من گفتند: شما نزد او نرفتید و از او خواهش نفرمودید.

فرمود: خداوند تعالى مى داند كه ما در مهمات فقط به او پناه مى بریم و در سختى ها و بلاها فقط بر او توكل مى كنیم . او ما را عادت داده كه هرگاه از او سؤال كنیم ، اجابت فرماید و بیم آن داریم كه اگر از حق تعالى عدول كنیم ، خدا نیز از ما عدول فرماید.(2)

وقتى بیرون آمدم و از آن جا دور شدم ، فتح پشت سر من آمد و گفت : شك ندارم كه تو از امام هادى علیه السلام دعایى طلب كرده اى پس براى من نیز از او دعایى بخواه . وقتى خدمت آن حضرت رسیدم ، فرمود: اى ابوموسى ! هذا وجه الرّضا. این روز خشنودى و رضا است

پرداخت بدهى سنگین

شیخ اربلى رحمة الله مى نویسد:

روزى امام هادى علیه السلام از سامرّا جهت امر مهمى به طرف قریه اى رفت . مرد اعرابى به طلب آن حضرت به سامرّا آمد.

گفتند: حضرت به فلان قریه رفته است .

آن عرب به قصد آن حضرت به آن قریه رفت . چون به خدمت آن جناب رسید، حضرت از او پرسید: چه حاجت دارى ؟

گفت : من مرد عربى از متمسكین به ولایت جدّت حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام هستم . گرفتار بدهكارى سنگینى شده ام كه كسى جز تو آن را ادا نمى كند.

فرمود: خوش باش و شاد باش .

آنگاه مرد عرب در همان جا ماند، هنگامى كه صبح شد حضرت به او فرمود:

من نیز حاجتى به تو دارم كه تو را به خدا قسم كه خلاف آن انجام ندهى .

اعرابى گفت : مخالفت نمى كنم .

آن حضرت به خط خود نامه اى نوشت و در آن اعتراف كرد كه به اعرابى بدهكار است و مقدار آن را در آن نامه تعیین كرده بود كه زیادتر از دینى كه او داشت و فرمود: این نامه را بگیر. وقتى من به سامرّا رسیدم ، نزد من بیا در آن هنگامى كه نزد من جماعتى از مردم باشند و این وجه را از من مطالبه نما و بر من تندى كن و تو را به خدا قسم كه خلاف این نكنى .

عرب گفت : چنین كنم و نامه را گرفت .

آنگاه كه حضرتش به سامرّا رسید، و نزد آن حضرت جماعت بسیارى از اصحاب خلیفه و غیرایشان حاضر شدند. مرد عرب آمد و آن نامه را بیرون آورد و بدهى خود را مطالبه كرد و همان گونه كه حضرت به او امر فرموده بود، رفتار كرد.

حضرت به نرمى و ملایمت با او تكلم كرد و عذرخواهى نمود و وعده داد كه وفا خواهم كرد و تو را خوشحال خواهم ساخت .

این خبر به متوكّل رسید. دستور داد كه سى هزار درهم به آن حضرت بپردازند.

وقتى آن پول ها به آن حضرت رسید، گذاشت تا آن مرد آمد. فرمود: این مبلغ را بگیر و دین خود را ادا كن و مابقى آن را خرج اهل و عیال خود كن و ما را معذور دار.

اعرابى گفت : یابن رسول الله ! به خدا سوگند! آرزوى من كمتر از یك سوم این مال بود، ولى الله اعلم حیث یجعل رسالته . آن مبلغ را گرفت و رفت(3).

 

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 50، ص 129.

2- منتهى الآمال : ج 2، ص 370.

3- منتهى الآمال : ج 2، ص 363.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع:

چهره هاى درخشان سامرّاء ، حضرت امام هادى و امام عسكرى علیهماالسلام ؛ نوشته على ربانى خلخالى

|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 20:56از موضوع : نظر(0) .

دانش! چــرا و چگونـــه ؟!

دانش! چــرا و چگونـــه ؟!

 

جایگاه علم از منظر امام محمد تقى علیه السلام

امام جواد علیه السلام

نهمین امام شیعه حضرت امام محمد تقى علیه السلام در كودكى عهده دار امر رهبری و امامت جامعه اسلامی شدند و در همان زمان دانش سرشار آن بزرگوار دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشت. مناظرات علمی آن حضرت با شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام و فتواهای دقیق ایشان در مسائل گوناگون علمی، در تاریخ پربار علم همچون خورشیدی تابان بر تارک مکتب پویای تشیع می درخشد.


اساسا از منظر حضرت جوادالأئمه علیه السلام علم و دانش یكى از مهمترین عوامل رسیدن به كمالات عالى دنیوى و اخروى به شمار می آید که همچون چراغی، روشنی بخش عقل و خرد او در پیمودن این مسیر دشوار می باشد چراکه فطرت حقیقت جوی بشر با جهل ناسازگارى دارد و بدون رشد فرهنگى و فكرى مناسب و آشنایى عمیق با حقایق، به هدف اصیل خویش نائل نخواهد آمد.

در این زمینه حضرت امام جواد علیه السلام می فرمایند:

از منظر پیشوای نهم، شایسته است كه یك مسلمان به علم و معرفت روى آورد و دوستان خویش را بر اساس دانش و بینش صحیح برگزیند و شخصیت اجتماعى خود را بر مبنای علم و معرفت شکل دهد، براى دیدار دیگران علم هدیه برد و آن را نُقل مجالس خود کند، علم و دانش را در سفر، مناسبترین همسفر و رفیق راه، و در تنهایى و غربت، بهترین مونس و همدم خود بداند، چرا كه علم، سرچشمه تمامی كمالات انسانی است

« عَلَیْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإ نَّ طَلَبَهُ فَریضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَیْنَ الاْ خْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ اءُنْسٌ فِى الْغُرْبَةِ » . ( حلیة الا برار، ج 4، ص 598)

بر شما باد به تحصیل علم، چراکه فراگیرى آن واجب و بحث پیرامون آن پرفائده است، علم وسیله نزدیکی به برادران، و نشانه مروّت و جوانمردى، وهدیه ای برای مجالس است و همراه انسان در مسافرت، و مونس او در تنهائى مى باشد.

از منظر پیشوای نهم، شایسته است كه یك مسلمان به علم و معرفت روى آورد و دوستان خویش را بر اساس دانش و بینش صحیح برگزیند و شخصیت اجتماعى خود را بر مبنای علم و معرفت شکل دهد، براى دیدار دیگران علم هدیه برد و آن را نُقل مجالس خود کند، علم و دانش را در سفر، مناسبترین همسفر و رفیق راه، و در تنهایى و غربت، بهترین مونس و همدم خود بداند، چرا كه علم، سرچشمه تمامی كمالات انسانی است.

حال اگر این علم با زیور تواضع و فروتنی آراسته شود، همچون اكسیری انسان را از هر مهلكه ای نجات خواهد داد؛ چنانکه حضرتش به این نکته اشاره می فرمایند:

« خَفْضُ الْجَناحِ زینَةُالْعِلْمِ » ( كشف الغمّة فی معرفة الأئمه، ج 2، ص 47)

تواضع و فروتنى زینت بخش علم و دانش است.

اما آنچه که در اینجا توجه به آن ضروری می نماید دقت در سلامت و درستی مسیری است که انسان به منظور کسب علم و معرفت در آن قدم برمی دارد، تا در دام اندیشه های باطلی که تناسبی با حق وحقیقت ندارند گرفتار نیاید. براین اساس زیبنده است كه یک فرد مسلمان، تمایلات خویش و اندیشه های گوناگون را بر اساس معیارهای حق بسنجد و در روشن نمودن مسیر خود از مشعل عقل و خرد که در آموزه های غنی اسلام مورد توجه خاصی قرار گرفته است، بهره گیرد. امام جواد علیه السلام در این زمینه رهنمود راهگشایى براى همگان دارند. آن گرامى مى‏فرمایند:

« مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیس » .‏ (تحف العقول، ص 456)

هر عملى وبال صاحب خویش است، مگر كسى كه به دانش خود عمل نماید

 هر كس به گفتار گوینده‏اى گوش فرا دهد، او را پرستش كرده است، اگرگوینده از خدا مى‏گوید، شنونده خدا را عبادت كرده و اگر از شیطان بگوید، شنونده نیز به پرستش شیطان پرداخته است.

باشد که با تأسی به آن امام همام، خود را به این خصلت زیباى انسانى بیاراییم و كسب معرفت و دانش را سرلوحه برنامه‏ زندگى خویش در عرصه های گوناگون فردی و اجتماعی قرار دهیم، و با کنار زدن پرده های جهل و نادانی از ظلمت و تاریکی قدم در وادی نور و روشنایی بگذاریم و با عمل به آنچه آموخته ایم سعادت هر دو سرا را به دست بیاوریم. چراکه هرچند دانایان با آنانكه نمى دانند برابر نیستند اما همانطور که در كلام جاودانه اولین معلم بشریت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفى صلى الله علیه و آله مورد تأکید قرار گرفته است:« كُلُّ عِلْمٍ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ إِلَّا مَنْ عَمِلَ بِهِ » .(بحارالانوار،ج 2، ص 38) هر عملى وبال صاحب خویش است، مگر كسى كه به دانش خود عمل نماید.

ابوالفضل صالح صدر

بخش عترت و سیره تبیان

|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 23:49از موضوع : نظر(0) .

پیامک های تسلیت شهادت امام جواد علیه السلام

پیامک های تسلیت شهادت امام جواد علیه السلام

امام جواد

تابوتی از نور به آسمان کاظمین نزدیک می‌شد و زمان، زمان وداع عالم خاک با فرزند افلاک بود؛

آری! کاظمین منتظر است با آغوشی گشوده تا جوان‌ترین ستاره دنبال دار امامت را از خاک تا افلاک دنبال کند و این حالتِ محزون خاک است که ملائک را به زاری نشانده.

و اینک مائیم و ستاره‌های سوخته ای که همچو داغی بر آلاله‌های جوانِ دشت، ریخته اند...

 

آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو                            شد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو

  اى یادگار فاطمه، اى حجت نهم                            گیرد زلال اشک من امشب سراغ تو

                                                        

     ******

شهادت مظلومانه باب المراد جواد الائمه را به حضرت رضا علیه السلام و تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم.

     ***

امام محمد تقی علیه السلام: آشكار كردن چیزى پیش از استوار شدن، مایه تباهى آن است.

 

مظلوم تر از جواد"ع"بغداد نداشت                            آن مظهر داد ، تاب بیداد نداشت

می خواست که فریاد کند تشنه لبم                        از سوز عطش طاقت فریاد نداشت

 

ای جوان‏ترین حجت خدا! تا همیشه ی روزگار، با یاد غم تو، پا به پای امام عصر (عج)، خون خواهم گریست...

 

نور نهم ز اوصیا، جلوه جان اولیا

روح به پیکر رضا ، عطر گل خدا جواد

با لب تشنه وای من ، جان به لبت رسیده بود

داشت حریم حجره ات ، غربت کربلا جواد

                                                

 ***************

حضرت جوادالأئمه علیه السلام: دیدار برادران مایه سلامتى و رشد عقل است ؛ اگرچه بسیار اندك باشد .

 

ای باب المراد! رفتی و حال کجاست دستان تسلی بخش، تا مرهم زخم‌های «هادی»ات باشند؟بعد از تو چه کند «علی» در محاصره «معتصم»ها؟ ....

از من گرفته همسر من خورد و خواب را                    زهر جفا ز جان و دلم برده تاب را

     واى از عناد دختر مامون که از جفا                         مسموم کرد زاده‏ ى ختمى ماب را

 

*****

امام جوادعلیه السلام: هركه از خدا قطع امید كند و به غیر او پناهنده شود،خداوند او را به همان شخص وامیگذارد.

 

یابن الرضا! بالرضا المرتضی، اشفع لنا عندالله

 

آن روز، بغداد بود و نُهمین خورشید ولایت که غریبانه به همجواری «جد» غریبش می‌رفت؛ به همجواری کسی که تلخی خاطره هایش را زندان های هارون، همواره به یاد می‌آورن...!

برون حجره همه پای‌کوب و دست افشان

درون حجره یکی بود، دست و پا می زد

ایستاده بود و جوادالائمه جان می داد

ز او بپرس که زخم زبان چرا می زد؟!

 

حضرت جواد علیه السلام: عزّت مؤ من در بى نیازى او به دیگران است .

 

شهادت جانسوز نهمین اختر امامت و ولایت ، بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد.

 

فرآوری: امین

بخش عترت و سیره تبیان

|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 23:46از موضوع : نظر(0) .

ماجرای خواندنی پسر جوانی که به کما رفت و مسلمان شد!

ماجرای خواندنی پسر جوانی که به کما رفت و مسلمان شد!

ماجرای خواندنی پسر جوانی که به کما رفت و مسلمان شد!
وی مدعی است که در کما در یک فضای وسیع قرار داشته و دائم صدایی را می شنیده که به او می گفته که...

مهر: آرمناک پتروسیان پسر ۲۴ ساله جوانی است که مدعی است پس از تصادفی که داشته و به کما رفته است صدایی به او می گفته که هنوز برای مسلمان شدن فرصت دارد و همین امر موجب مسلمان شدن او شده است.

عالم پس از مرگ همیشه مورد توجه همه آدم ها در همه جای دنیا بوده است و افراد زیادی به وسیله یک تصادف ساده و به کما رفتن توانسته اند تا حدی آن را درک کنند.

آرمناک پتروسیان یکی از آن افرادی است که مثل آنچه که همه ما تصور می کنیم با یک تصادف مثل هزاران تصادفی که هر روز در جهان اتفاق می افتد دوهفته را در کما به سر برده است.

آرمناک که ماجرای مسلمان شدن خود را به این تصادف و کما رفتنش نسبت می دهد حالا دوست دارد او را "علی" صدا کنند و می گوید: از دو هفته ای که در کما بودم فقط چند صحنه را به خاطر دارم و صدایی که در گوشم زمزمه می کرد تو هنوز فرصت داری!

صدایی که دائما می گفت هنوز فرصت دارم!

وی مدعی است که در کما در یک فضای وسیع قرار داشته و دائم صدایی را می شنیده که به او می گفته که هنوز فرصت دارد و به دین اسلام مشرف شود.

آرمناک می گوید زمانی که به هوش آمدم اصلا چیزی از تصادف و اینکه چگونه به بیمارستان آمده ام را به یاد نمی آوردم و در یک حالت سردرگمی قرار داشتم.

پتروسیان در رابطه با گذشته اش و اینکه چگونه به ایران آمده است به خبرنگار مهر می گوید: من اصالتا ارمنستانی هستم و ۲۰ سال پیش با خانواده ام به تبریز آمدیم و الان که بیست و چهار سال دارم مقیم ایران هستم.

وی از علاقه اش به موسیقی می گوید و اینکه اولین بار در کلیسا پیانو می زده است و قبل از اینکه مسلمان شود به واسطه کنسرت های مختلفی که اجرا کرده به کشورهای زیادی سفر کرده است.

دیدن حجاج با لباس احرام شگفت زده ام کرد!

وی می گوید قبلا یک بار برای اجرای موسیقی به همراه دوستانش به مکه نیز سفر کرده است و از دیدن خانه خدا و آدم هایی که با لباس سفید به دور آن می چرخیدند شگفت زده شده است و از همان موقع به دنبال یافتن اطلاعاتی در رابطه با دین اسلام و مناسبات مذهبی آن بوده است.

این مرد جوان تازه مسلمان شده می گوید: تصادف من و به کما رفتنم تلنگری بود که من را وادار کرد در رابطه با اسلام تحقیق کنم و توفیق این را پیدا کنم که مسلمان شوم.

وی در رابطه با واکنش دوستان ارمنی خود نسبت به مسلمان شدنش می گوید: هر وقت به آنها می گفتم که می خواهم مسلمان شوم من را مسخره می کردند و به من می خندیدند و این رفتار آنها موجب شد به این فکر بیفتم که آنجا را ترک کنم و به تهران بیایم و در تهران در رشته موسیقی به دانشگاه بروم چرا که من می خواستم هر طوری که شده مسلمان شوم.

خانواده ام از مسلمان شدن من حتما شوکه می شوند!

پتروسیان ادامه می دهد: خانواده ام هنوز از مسلمان شدن من خبر ندارند و اگر بفهمند تعجب خواهند کرد!

پتروسیان می گوید پیش از تصادفی که داشتم با توجه به اعتقادات ضعیفی که در کلیساها بود به تغییر دادن دینم فکر کرده بودم و بعد از اینکه از کما بیرون آمدم در رابطه با ادیان دیگر نیز تحقیق کردم ولی هیچ دینی به اندازه اسلام مرا به خود جذب نکرد و اسلام نسبت به ادیان دیگر کاملتر و جامع تر بود.

آرمناک می گوید در دین مسیحی چهار کتاب انجیل وجود داشت که هر کدام از آنها یک حرف می زدند اما در دین اسلام تنها یک کتاب وجود دارد و آن قرآن است که نمونه دومی ندارد. او ادامه می دهد: من در قرآن سوره هایی مثل مریم، نور و موسی را دیدم که در انجیل وجود نداشت و وجود معانی و حرف های زیبا در قرآن موجب شد به قرآن علاقه مند شوم و حالا قرآن را بیش از هر چیزی دوست دارم.

صلابت امام خمینی را دوست دارم

او از علاقه اش به امام(ره) می گوید و اینکه چقدر صلابت امام را دوست دارد و ادامه می دهد: دیدن تصاویر روحانی امام در هنگام بیماری و نماز خواندن ایشان در بیمارستان تاثیر زیادی روی من داشت و باعث شد علاقه بیشتری نسبت به ایشان پیدا کنم.

پتروسیان در ادامه صحبت های خود می گوید: کتاب های مختلفی را برای شناخت اسلام خوانده ام از جمله نهج البلاغه، کتاب شعر حافظ، حماسه حسینی شهید مطهری و زندگی نامه امامان و... و به وسیله کتاب "فاطمه فاطمه است" دکتر شریعتی حضرت فاطمه(س) را شناختم.

او در رابطه با حضورش در لرستان می گوید: تعریف مردم لرستان را خیلی شنیده بودم و چون شنیده بودم مردم در اینجا اعتقادات قوی دارند تصمیم گرفتم تحصیلاتم را در رشته روانشناسی در دانشگاه پیام نور خرم آباد ادامه دهم.

جاری ساختن شهادتین در حضور نماینده ولی فقیه در لرستان

رئیس دانشگاه پیام نور لرستان نیز در این رابطه به خبرنگار مهر می گوید: آرماناک پتروسیان دانشجوی مسیحی دانشگاه خرم‌آباد در حضور حجت‌الاسلام سید احمد میرعمادی نماینده ولی فقیه در استان در محل بیت ایشان با جاری ساختن شهادتین بر لب به دین اسلام مشرف شد.

علیزاده ادامه می دهد: این دانشجو تعجیل خود برای گرویدن به دین اسلام را به دلیل مواجه شدن با یک حدیث از امام صادق (ع) با این مضمون که اگر کسی تا ۴۰ سالگی نماز نخواند نمی‌تواند مسلمان شود استناد کرد و تصمیم گرفت سریعا به دین اسلام مشرف شود.

وی یادآور می شود که دانشگاه پیام نور خرم‌آباد متقبل شده است که واجبات و مستحبات دین مبین اسلام را به این دانشجو تازه مسلمان شده آموزش دهد.

 
 
گردآوری:گروه خبر سیمرغ
 
منبع:mehrnews.com
|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 6:45از موضوع : نظر(0) .

اس ام اس سرکاری و جوک جدید

اس ام اس سرکاری و جوک جدید

اس ام اس خنده دار

غضنفر داشته میرفته خونه

خونه شون هیشکی نبوده

میره رو پیغام گیر !

.

.

.

میدونید تفاوت بحرین و استقلال چی بود؟

بحرین ده نفره شیش تایی شد،استقلال یازده نفره ! )

.

.

.

اس ام اس جوک جدید

یادش بخیر !

یه روزی آدما به جای شماره

به هم دل می دادن !

.

.

.

پیامک خنده دار جدید

رفتم تو سرچ گوگل تایپ کردم

"زن چه میخواهد؟"

گوگل بعد از ۲۰ دقیقه پاسخ داد

"ما همچنان در حال جستجو ایم !"

.

.

.

میدونی وحشتناک ترین چیز توی دنیا چیه؟

این که از یک کابوس وحشتناک از جا بپری

و ببینی زندگیت از اون کابوس وحشتناک تره !

.

.

.

متن خنده دار جوک خنده دار

هر زنی ممکنه واسه همسرش ملکه نباشه

اما هر دختری واسه پدرش پرنسسه !

.

.

.

اس ام اس خنده دار آبان ماه

ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند

بچه ها درس نخوانیدکه لیسانس ها بیکارند !

.

.

.

.

خدا شانس بده چیست !؟

عبارتی که معمولا خانومها برای بیان حسادت خود

نسبت به خانوم دیگری که به موقعیت خوبی

دست یافته (معمولا شوهر) استفاده می‌کنند !

.

.

.

سلامتی نوشابه که خانواده داره

و خیلی ها ندارن !

.

.

.

.

.

توصیه به پدران و مادران گرامی :

وقتی بچه تون اومد خونه عطر زده بود

آدامس هم مجویید

هیچوقت ازش نپرسین : "سیگار کشیدی!؟"

مستقیم بزنین زیر گوشش !

.

.

.

بعد از نامزدی

دختر به پسر:

دیگه حق نداری به بقیه دخترا نگاه کنیا...الان دیگه تعهد داری

پسر: جان؟! منظورت چیه ؟

وقتی آدم تو رژیمه دلیل نمیشه به منو ( Menu ) نگاه نکنه !

.

.

.

شعار بزرگ ژاپنیها:

اگر یک نفر می تواند کاری را انجام دهد, تو هم می توانی آن را انجام دهی.

اگر هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد, تو باید آن را انجام دهی.

نسخه ایرنی این شعار:

اگر کسی می تواند کاری را انجام دهد, اجازه بده آن را انجام دهد.

اگر کسی نمی تواند کاری را انجام دهد, چرا ما وقتمان را برای آن تلف کنیم؟!

.

.

.

۳سال طول می کشه تا انسان حرف زدن را یاد بگیره

اما یک عمر طول می کشه تا یاد بگیره چطور حرف مفت نزنه !

.

.

.

قبل ازدواج باید دوست دخترت رو از خانواده مخفی کنی

بعد ازدواج از زنت !

.

.

.

.

نمی‌خوام پز بدم

تحقیرتون کنم

سرکوفت بزنم

مایه‌دار بازی دربیارم و اینا ...

ولی جاتون خالی الان یه نیمرو خوردم با نون سنکگ ۲ رو خشخاشی !

.

.

.

آقای داماد چه کاره هستن؟

توی شرکت پاکسان کار میکنن

اونجا کارشون چیه دقیقا

به سلامت خانواده می اندیشن!

.

.

.

.

این اس ام اس نیست !

کی میگه جنس مردا خرابه ؟

زن با عصبانیت پای تلفن : "این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!"

مرد : "عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته

که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم

اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم...؟! "

زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : " بله عشقم..."

مرد : "من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم!"

|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 23:08از موضوع : نظر(0) .

سوره ای با فضلیت برای اموات!

سوره ای با فضلیت برای اموات! 


خواندن سوره‎هایی از قرآن در حالت احتضار مانند سوره‎های؛ یس، صافات، احزاب، آیة الكرسی، آیه 54 سوره اعراف، و سه آیه آخر سوره بقره در روایات توصیه شده است


قرآن
قرآن خواندن برای اموات

پس از مرگ انسان، بر اطرافیان و دیگر مؤمنان اعمالی واجب است؛ مانند غسل، کفن، نماز و دفن و واجباتی که از میت قضاء شده بود که باید هرچه زودتر انجام پذیرد. اما انجام برخی اعمال برای اموات مستحب می باشد، که از جمله آنها صدقه دادن، دعا کردن و خواندن قرآن است.

در خصوص اثبات استحباب قرائت قرآن برای اموات دو نوع دلیل می توان بیان کرد: نوع اول روایاتی که به صورت کلی بیان می کند به یاد اموات و گذشتگان باشید و آنها از کارهای نیک شما بهره می برند؛ و روشن است که قرائت قرآن یکی از کارهای نیک و پسندیده است. در این مورد روایاتی وجود دارد که به بعضی اشاره می شود:

1. از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید.»[1]

2. حضرت امام صادق(علیه السلام ) می فرمایند: «مرده به خاطر طلب رحمت و آمرزشی که برای او می شود شادمان می گردد، همان گونه که زنده بوسیله هدیه ای که به او می دهند، خوشحال می گردد.»[2]

دسته دوم روایاتی است که آثار قرائت قرآن برای اموات را بیان می کند؛ مانند این روایت: حضرت امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کس قبر مؤمنی را زیارت کند و در کنار آن هفت مرتبه إنّا انزلناه بخواند، خداوند او را با صاحب قبر می آمرزد.[3]»

می‎توان گفت: سوره‎های؛ فاتحه، یس، صافات، تبارک، احزاب، آیة الکرسی، هفت مرتبه اناانزلناه ... را می توان خواند و ثوابش را به اهل قبور اهداء کرد

 اهل قبور نیازمند به استغفار و طلب رحمت و اهداء ثواب هستند. در همین زمینه امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «ثوابی که پس ازمرگ به انسان می‎رسد سه چیز است؛ 1. صدقه جاریه... 2. راه و رسم صحیحی که شخص در حال حیات بدان عمل می‎کرد و به گونه‎ای بوده که الگو برای دیگران می‎شد 3. فرزندی شایسته که برای او طلب مغفرت کند، و موجبات آمرزش پدر را فرهم سازد.»[4] در جای دیگر می‎فرماید: «همان گونه که زندگان با هدایا، شاد می‎شوند اهل قبور و برزخیان نیز با ترحم و استغفار که نسبت به آنان می‎شود؛ شاد می‎گردند.»[5]

بنابر این اهداء ثواب و طلب مغفرت برای اهل قبور نافع است و از طریق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ توصیه شده است.

 

کارهایی که برای میت نافع است

خواندن سوره‎هایی از قرآن در حالت احتضار مانند سوره‎های؛ یس، صافات، احزاب، آیة الکرسی، آیه 54 سوره اعراف، و سه آیه آخر سوره بقره در روایات توصیه شده است.[6]

تلاوت

همچنین در شب اول قبر؛ مستحب است دو رکعت نماز وحشت خوانده شود که در رکعت اول بعد از سوره حمد، یک مرتبه آیة الکرسی و در رکعت دوم، بعد از سوره «حمد»، 10 مرتبه سوره «انا انزلنا» خوانده شود.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: سوره «تبارک» بالای سر قبر میت خوانده شود تا موجب رفع عذاب قبر از او گردد.[7]

مرحوم نوری در مستدرک الوسائل باب اموات، از سید بن طاوس در مصباح الزائد نقل کرده و فرمود: طریق زیارت میت این است که رو به قبله و دست بر قبر نهاده و بگو: «اللّهم ارحم غربته وصل وَحْدَته... ثمَّ اقر "أنا انزلناه فی لیلة القدر" سبع مرّات» پروردگارا! بر غربت او ترحم نما و تنهایی او را به مقام جمع خودت ارتباط بده و موجبات انس را بر وحشت او قرار بده و ترس او را تبدیل به ایمنی گردان و از رحمت خود برای او رحمتی بفرست که از رحمت غیر تو بی‎نیاز گردد و او را به کسی که او دوست داشت و در تحت ولایت او (ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ ) بود؛ ملحق گردان! و سپس سوره مبارکه «انا انزلناه» راهفت مرتبه بخوان.[8]

در نتیجه می‎توان گفت: سوره‎های؛ فاتحه، یس، صافات، تبارک، احزاب، آیة الکرسی، هفت مرتبه اناانزلناه... را می توان خواند و ثوابش را به اهل قبور اهداء کرد.

 

خواندن قرآن برای اموات دیگران و دریافت پول

افرادی که به سفارش دیگران ختم قرآن برای اموات می کنند و از این بابت پول دریافت می کنند، آیا این عمل شرعاً صحیح است؟ آیا صرف قرائت قرآن و به این صورت که هر دو روز یک ختم قرآن بکنند اشکالی ندارد؟

دریافت پول و مزد بابت خواندن قرآن اشکالی ندارد[9] و به تلاوت و قرائت قرآن در روایات فراوان سفارش شده است.

تلاوت قرآن غیر از این که برای قاری بسیار ارزش و ثواب دارد برای پدر و مادر و معلم او نیز مؤثر است. پیامبر(صلی الله علیه و آله ) فرمود: "هرگاه معلم به دانش آموز بسم الله الرحمن الرحیم بیآموزد خداوند برای او و پدر و مادر و معلمش برائت از آتش جهنم را امضا می کند."[10]

امام صادق(علیه السلام ) فرمود: "پیامبر(صلی الله علیه و آله) در وصیتش به امام علی(علیه السلام ) فرمود: "بر تو باد به تلاوت کردن قرآن در هر حالی."[11]

تلاوت کردن زیاد و ختم قرآن به صورت پی در پی مطلوب است. امام سجاد(علیه السلام ) فرمود: "شروع به قرآن و ختم آن و شروع دوباره و ختم آن و .... از افضل اعمال است".[12]

امام حسین(علیه السلام) فرمود: "ختم قرآن در یک شب باعث صلوات و درود ملائکه و ختم آن در روز باعث صلوات و درود ملائکه حافظ انسان می باشد. نیز دعای او مستحاب است و برای او بهتر است از این که بین زمین تا آسمان مال داشته باشد."[13]

اهدای ثواب قرائت قرآن به پیامبر و ائمه و به مؤمنان (چه زنده و چه مرده) مستحب است:علی بن مغیره می گوید:به امام کاظم گفتم:پدرم در یک ماه رمضان گاهی تا چهل ختم قرآن داشت. نیز مانند او عمل کرده ام. و وقتی که عید فطر می شود ثواب آن ها را به پیامبر و امامان اهدا می کنم. حضرت فرمود:در روز قیامت تو با آنان خواهی بود

کثرت تلاوت قرآن مطلوب است ولی عجله کردن در تلاوت و با سرعت زیاد خواند کراهت دارد. بهتر است قرآن را با ترتیل بخوانیم.[14] این همه ثواب برای تلاوت قرآن و برای قاری قرآن در صورتی است که به قرآن و به حلال و حرام آن معتقد باشد و قرآن را وسیله کسب رزق و و آبروی خود قرار ندهد.

امام صادق(علیه السلام ) فرمود:"قاریان قرآن بر سه دسته اند:‌

1- قاری که با تلاوت قرآن بر مردم فخر فروشی می کند. او اهل آتش است.

2- قاری که قرآن را خوب می خواند ولی به آن عمل نمی کند و حدود قرآن را ضایع می گرداند. او نیز اهل آتش است.

3- قاری که به حلال و حرام قرآن عمل می کند و به آن ایمان دارد. خداوند او را ازفتنه های گمراه کننده نجات می دهد و اهل بهشت خواهد بود و در روز قیامت از دیگران شفاعت خواهد کرد."[15]

امام صادق(علیه السلام) از پدران گرامیش نقل می کند: "من قرء القرآن یأکل به الناس جاء یوم القیامه و وجهه عظم لا لحم فیه؛[16] هر کس قرآن بخواند و با آن بخواهد سر مردم کلاه بگذارد (مال مردم را بخورد) در روز قیامت وارد محشر می شود در حالی که هیچ گوشتی بر صورت ندارد."

اهدای ثواب قرائت قرآن به پیامبر و ائمه و به مؤمنان(چه زنده و چه مرده) مستحب است: علی بن مغیره می گوید: به امام کاظم گفتم: پدرم در یک ماه رمضان گاهی تا چهل ختم قرآن داشت. نیز مانند او عمل کرده ام. و وقتی که عید فطر می شود ثواب آنها را به پیامبر و امامان اهدا می کنم. حضرت فرمود: در روز قیامت تو با آنان خواهی بود.[17]

 

پی نوشت ها :

[1] یزدی، شیخ حسن بن علی، انوار الهدایة، ص 115، چاپخانه نعمان، نجف.

[2] محجة البیضاء، ج 8، ص 292,

[3] مجلسی، محمدباقر ، بحار الأنوار، ج 82، ص 169، از منشورات چاپخانه اسلامیه، تهران.

[4] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء تراث العربی، 1412 هـ ، ج 6، ص 293.

[5] طاهری، سیری پس از مرگ، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، قم، 1376، ص 326، نقل شده از: محجة البیضاء، ج 8، ص 292.

[6] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، قم، انتشارات اسوه، چاپ سوم، 1375ش، ج 3، ص 125 ـ 126؛ ر.ک: به توضیح المسائل، بخش اموات.

[7] اقبال اعمال، ص 651، نقل شده از سیری در جهان پس از مرگ، همان، ص 300.

[8] به نقل از سیری در جهان پس از مرگ، همان، ص 326.

 [9] آیت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، ص 632.

[10] وسائل الشیعه، ج 3، ص 826.

[11] همان، ص 839.

[12] همان، ص 840.

[13] همان، ص 841.

[14] همان، ص 856.

[15] همان، ص 837.

[16] همان.

[17] همان، ص 864

فرآوری : محمدی

بخش قرآن تبیان

منابع : اندیشه قم

سایت جواب

اسلام پدیا

|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 22:08از موضوع : نظر(0) .

راز سلامت جسمی از دید ائمه اطهار(علیهم السلام)

راز سلامت جسمی از دید ائمه اطهار(علیهم السلام)


با وجود رضایت به آنچه خدا خواسته و تسلیم در برابر مقدرات او باید از راه هایی که خود او پیش روی ما قرار داده است، استفاده لازم را ببریم. استفاده از دانش و تجربه های بشری همراه با درخواست از خدا و توسل به اولیایش از جمله مهم ترین راه های حفظ سلامت و شفا یافتن از مریضی است .
سلامتی
در این نوشتار موضوع ”‌راز سلامت جسمی”‌‌ را مورد بررسی قرار می دهیم، با این رویکرد که امامان و پیامبران، راز سلامت جسمی را می دانستند و حتی بسیاری از شفا دادن آنان از این طریق بوده، با این وجود چرا همه راه های درمان بیماری ها را بیان نکرده اند.

این مطلب را باید در چند مرحله، بررسی نمود:

. آیا انسان ها می توانند همواره و تا بی نهایت، در سلامت جسمی زندگی نمایند؟

. آیا پیامبران برای درمان بیماری های جسمی مبعوث شده اند؟

 . آیا انسان ها باید به دنبال سلامت خود باشند یا خیر؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، راه آن چیست؟

. آیا اصولاً، فایده ای برای بیماری و از دست دادن سلامت نیز متصور است؟

به همین ترتیب، به مطالعه موارد فوق می پردازیم:

- در نظام هستی، چنین مقرر شده است که چند صباحی در این دنیا به سر برده، و سپس با ترک آن، روانه جهانی شویم که فنا و نابودی و بیماری در آن جایگاهی ندارد. بنابراین، از مرگ که پلی میان دنیا و آخرت است؛ گریزی نیست و هر فردی باید طعم آن را بچشد[1] و حتی پیامبران الهی نیز باید در برابر این قانون الهی تسلیم باشند.[2] آن زندگی ایده آلی که در آن، اثری از بیماری و فقر و ترس نباشد، مخصوص جهان آخرت بوده و هرگونه تلاش برای مشابه سازی آن در این دنیا، با شکست روبرو خواهد شد!

اکنون می توان برای مرگ، دو حالت را تصور نمود که در یکی از آنها، اشخاص، بدون هیچ نشانه و هشدار و در موقعیتی که در سلامت کامل هستند، پیک اجل به سراغشان آمده و به ناگاه روح را از بدنشان جدا سازد، چنانچه اکنون نیز در برخی موارد، چنین وضعیتی را مشاهده می نماییم. حالت دیگر، آن است که مرگ به صورت غیر منتظره نباشد، بلکه با هشدارهایی از قبل بوده که انسان های عاقل، تا حدودی بتوانند خود را برای آن آماده سازند.

تأثیر دارو و درمان های مختلف نیز با اذن و اجازه پروردگار است و بر همین اساس، نباید از عنصر معنوی درمان؛ یعنی ارتباط با خدا و درخواست سلامت از او غافل ماند، چون او می تواند همان گونه که بیماری و درمان آن را آفریده؛ تأثیر داروها را کم و زیاد نماید و حتی داروهای ویژه ای

نقل شده است در زمان ابراهیم(علیه السلام)، مرگ انسان ها، تنها با شیوه اول انجام می پذیرفت و مردم به ناگاه و بدون علت قبلی، جان می سپردند. ابراهیم(علیه السلام) از خداوند درخواست نمود که نشانه ای برای مرگ وجود داشته باشد که هم موجب اجر و پاداش فردی شود که قرار است بمیرد، و هم تحمل مرگ برای بستگان او، آسان تر باشد!، خداوند، در پاسخ ایشان، دردها و بیماری ها را نازل نمود.[3]

و این گونه است که هر چه بر عمر انسان افزوده می شود، توانایی های جسمی او کاهش یافته[4] و تا جایی پیش می رود که به مرحله ”‌أرذل العمر”‌‌ و یا پست ترین مراحل زندگی رسیده و گاهی، تمام دانش و هوش خود را نیز از دست می دهد.[5] افراد با ایمان نیز (همانند دیگر افراد) به هر بیماری دچار شده و بر اثر آن از دنیا می روند، اما (از طرفی، خود موجب آسیب رساندن به سلامتشان نخواهند شد و به عنوان نمونه)، خودکشی نخواهند نمود.[6]

اما آیا آنچه گفته شد، بدان معنا است که نباید به سلامت جسم خود اهمیت داده و نباید جهت برطرف نمودن بیماری ها بکوشیم؟!

مطمئنا، چنین رویکردی صحیح نیست. مولا علی (علیه السلام)، از خداوند می خواهد که اعضا و جوارح او را در راستای انجام وظایف الهی، قدرتمند و قوی سازد[7] و این ممکن نیست مگر با سلامت جسم. بنابراین؛ با وجود رضایت به آنچه خدا خواسته و تسلیم در برابر مقدرات او باید از راه هایی که خود او پیش روی ما قرار داده است، استفاده لازم را ببریم. استفاده از دانش و تجربه های بشری همراه با درخواست از خدا و توسل به اولیایش از جمله مهم ترین راه های حفظ سلامت و شفا یافتن از مریضی است.[8]

- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: ”‌به دنبال درمان بیماری های خود باشید؛ زیرا خداوند، هیچ بیماری و مرضی را نیافریده مگر آن که در کنار آن، درمانش را نیز آفریده است، جز مرگ که درمانی برای آن نیست”‌‌.[9] در این راستا، امام صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: ”‌با در نظر داشتن این که شفا دهنده اصلی، خداست، می توانید به پزشک یهودی و یا مسیحی (و به عبارتی، غیر مسلمان) نیز مراجعه نمایید”‌‌.[10]

بیمارستان-پزشک

روایات موجود در این زمینه، به اندازه ای است که این مختصر، گنجایش بیان تمام آنان را ندارد، اما نتیجه ای که از این روایات می توان گرفت، آن است که خداوند، تلاش انسان ها را در راه پیشرفت علم پزشکی مورد تأیید خود قرار می دهد و همان گونه که نباید در خانه نشسته و بدون هیچ تلاشی، در انتظار رزق و روزی از غیب باشیم، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که سلامت خود را بدون طی روند درمانی و تنها از راه های غیر متعارف به دست آوریم. در همین راستا، اگر به روایاتی برخورد می نماییم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) و دیگر معصومان (علیه السلام)، توصیه هایی از قبیل خودداری از پرخوری،[11] تحمل بیماری های کوچک در حد توان،[12] خودداری از قرار گرفتن در مقابل بادهای پاییزی،[13] پرهیز[14] و ده ها و صدها دستور دیگر ارائه فرموده اند، باید بدانیم که قریب به اتفاق چنین توصیه هایی، بر اساس معیارهای پزشکی و دانش بشری بوده است؛ چون در میان این رهنمودها، به سفارش مهم دیگری هم برخورد می نماییم که: اگر شخصی، درد خود را از پزشک معالج خود مخفی نگاه دارد، نمی تواند انتظار شفا و درمان را داشته باشد.[15]

-توجه به این نکته نیز ضروری است که تأثیر دارو و درمان های مختلف نیز با اذن و اجازه پروردگار است و بر همین اساس، نباید از عنصر معنوی درمان؛ یعنی ارتباط با خدا و درخواست سلامت از او غافل ماند، چون او می تواند همان گونه که بیماری و درمان آن را آفریده؛ تأثیر داروها را کم و زیاد نماید و حتی داروهای ویژه ای؛ همانند تربت امام حسین (علیه السلام) برای مقربان درگاه خود نیز در نظر بگیرد، در حالی که همان دارو، نسبت به دیگران هیچ تأثیری ندارد.[16]

-باید دانست که، این گونه نیست که بیماری ها، خالی از فایده باشند، بلکه علاوه بر هشیار نمودن انسان نسبت به فانی بودن دنیا، فواید دیگری را نیز در پی خواهند داشت، از جمله این که:

الف. برای افراد با ایمان، نوعی کفاره به شمار می آید که آنان را از عذاب دوزخ وا می رهاند.[17]

ب. برای افرادی که به هر دلیل، موفق به انجام عبادات مستحب نمی شوند، بیماری ها، نقشی جایگزین ایفا می نمایند، به نحوی که طبق برخی روایات، ثواب یک شب که انسان به دلیل بیماری و یا درد خوابش نبرد، از ثواب عبادت یک سال برتر است.[18]

با دانستن این که مقاومت در برابر مرگ، امکان پذیر نیست، اما باید به دنبال سلامت در طول مدت زندگی بود، که راه رسیدن به آن هم؛ طبق آموزه های دینی؛ عمل به یافته های پزشکی به همراه ارتباط معنوی با خداوند است و نباید به دنبال یافتن فرمول های اسرار آمیز دیگری باشیم

ج. انسانی که هیچ گاه بیمار نشود، سر به طغیان بر می دارد و خداوند چنین صحت و سلامتی را که همراه با طغیان باشد، دوست نمی دارد.[19]

د. بیماری افراد، موجب آن می شود که افرادی به عیادت او بیایند و چنین رفت و آمدی، علاوه بر تحکیم روابط سالم اجتماعی، پاداش بسیاری را برای عیادت کنندگان او نیز به دنبال خواهد داشت.[20]

هـ. خداوند نخواسته که تمام نیازهای هر انسان، از طریق فعالیت های خود او به دست آید، بلکه چرخه اقتصادی میان افراد بشر، از فعالیت های متفاوت، توسط افراد مختلفی به دست می آید که مورد نیاز همه بوده و آنان را به هم پیوند می زند. وجود انواع بیماری ها؛ هرچند در نگاه اول، ناراحت کننده به نظر می آید، اما در نگاهی کلی، موجب تکامل دانش بشری شده و همانند دانش های دیگر، آنانی که با تلاش و فعالیت خود، به اطلاعاتی در زمینه سلامت دست می یابند، می توانند ضمن کمک به دیگران، از این راه، امرار معاش نمایند.

پزشکان، پرستاران، سایر کارکنان اداری و درمانی بیمارستان ها و مراکز مشابه، افراد شاغل در صنعت داروسازی و دیگر صنایع مرتبط با علم پزشکی و …، از افرادی هستند که با تلاش در راستای سلامت انسان ها، قسمت بزرگی از این چرخه اقتصادی را تشکیل می دهند.

جمع بندی نهایی ما آن است که با دانستن این که مقاومت در برابر مرگ، امکان پذیر نیست، اما باید به دنبال سلامت در طول مدت زندگی بود، که راه رسیدن به آن هم؛ طبق آموزه های دینی؛ عمل به یافته های پزشکی به همراه ارتباط معنوی با خداوند است و نباید به دنبال یافتن فرمول های اسرار آمیز دیگری باشیم.

 

پی نوشت ها :

[1]. آل عمران، 185؛ انبیاء 35؛ عنکبوت 57 و …، ”‌کل نفس ذائقة الموت”‌‌.

[2]. زمر، 30، ”‌انک میت و انهم میتون”‌‌.

[3]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 3، ص 111، ح 1 و 2، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 هـ ش.

[4]. یس، 68، ”‌و من نعمره ننکسه فی الخلق أ فلا یعقلون”‌‌.

[5]. نحل، 70؛ حج 5، ”‌و منکم من یرد إلی أرذل العمر لکیلا یعلم من بعد علم شیئا”‌‌.

[6]. کافی، ج 3، ص 112، روایت 8.

 [7]. ”‌قوّ علی خدمتک جوارحی”‌‌، بخشی از دعای کمیل.

[8]. در این ارتباط، مطالعه پاسخ های 83 (سایت: 1012) و 84 (سایت: 2378) نیز توصیه می شود.

[9]. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 16، ص 436، ح 20475، مؤسسة آل البیت، قم، 1408 ق.

[10]. همان، ص 437، ح 20477.

[11]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 63، ص 338، ح 35، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.

[12]. آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 483، ح11153، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1366 ش.

[13]. همان، ح 11158.

[14]. همان، ح 11171.

[15]. همان، ح 11165.

[16]. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 14، ص 522، ح 19737.

[17]. همان، ج 2، ص 398، ح 2455.

[18]. همان، ص399، ح 2456.

[19]. کافی، ج 3، ص 114، ح 8.

[20]. ر.ک: وسائل الشیعة، ج 2، ص 414، باب 10.

گروه دین تبیان


منبع : اسلام پدیا

|لينك ثابت| نوشته شده توسط حسین در ساعت 21:49از موضوع : نظر(0) .
<-PostTitle->
<-PostContent->
بازديد مطلب : <-PostHit->
|لينك ثابت| نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->از موضوع : ارسال نظر


<-PostTitle->
ارسال شده توسط :<-PostAuthor->
<-PostTime->, <-PostDate-> .. از گروه: .. 0 نظر وجود دارد .. لینک ثابت
<-PostContent->


صفحه قبل «|» صفحه بعد